نمازخونه
نمازخونه دانشکده ادبیات و الهیات همیشه چیزهای جالبی واسه توجه کردن داره. مثل تخته اش که یکی روش نوشته شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین و.. یا دختری که بالا سرم نشسته داره تک تک خواستگاراشو واسه دوستاش تعریف میکنه. سرمو بلند کردم چپ چپ نگاه کردم شاید ساکت شه بزاره ما بخوابیم، اصلا توجه نکرد. الان داره تعداد چادرهاشو میگه و میگه یه چادر داره مخصوص خواستگار :))))))) با سرعت نور داره هرچی خواستگار تو زندگیش داشته رو تعریف میکنه. راستش با این مدل دخترا هیچوقت نمیتونم ارتباط بگیرم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 15:5
توسط ف
|