هیچ
فردا باید برم جزوه ازمایشگاه رو پرینت بگیرم چون جزوه ام رو گم کردم. دوهفته مونده ترم تموم بشه و هفته بعد امتحانش رو دارم و گمش کردم. اصلا دوست ندارم فردا صبح به خاطر همچین چیزی از خواب پاشم. ولی چاره دیگه ای نیست. میتونم هم شنبه برم پرینت بگیرم؟ میتونم هم نرم. در خودم نمیبینم فردا صبح پاشم برم بیرون. احتمالا شنبه بگیرم و تا دوشنبه صبح بخونم. همینطوری داره گزینه های مختلف به ذهنم میرسه.. از لحاظ روحی احتیاج دارم به خنده و شادی زیاد ولی هیچ هیچ هیچ. حوصله ام خیلی سر رفته و شبکه های اجتماعی ام رو هم که دی اکتیو کردم و یه تلگرام دارم فقط و اینجا. فیلم و سریال هم که دیگه تکراری شده. چقدر فیلم و سریال ببینم دیگه از اونا هم خسته شدم. بازی هم که تنهایی نمیشه باید یه جمعی باشه بهرحال. بیرونم که چقدر تنهایی برم بیرون اونم دیگه حوصله ندارم. کسایی هم که میدونم میتونم باهاشون برم بیرون اصلا به هم نمیخوریم و من دوست دارم کل شهر رو گز کنم اونا یه ساعت میگذره خسته میشن و میگن برگردیم و اهل گشتن نیستن و فازشون خیلی متفاوته. خوراکی هم که اینقدر توی یک ماه گذشته پول هام رو ریختم توی جوب و چرت و پرت خریدم که اولا از هرچی هله هوله بدم اومده و بعد هم دیگه دلم نمیاد پولی بابت این چیزا خرج کنم. یعنی حجم بستنی و چیپس و پفک و کیک و شیری که تو دو هفته اخیر خریدم از کل چیپس و پفک هایی که تو عمرم خورده بودم بیشتر بود. چون حالم خوب نبود و برای اینکه فقط حواسم پرت بشه به هرچیزی چنگ شدم و توی همه چیز زیاده روی کردم و الان دیگه همه چیز تکراری شده و هیچی خوشحالم نمیکنه.