تربیت بدنی
امروز رفتم وسایلم رو از خوابگاه اوردم واقعا راحت شدم. تقریبا هرچیزی که برام مهم و لازم بود اونجا بود. یه سری ها رو رفتم دوباره خریدم مثل سشوار یه سری ها رو دیگه نخریدم مثل لباس.. جد و ابادم که اومد جلوی چشم تا رفتم و برگشتم هفت صبح تو جاده بودم چشمام باز نمیشد از بیخوابی.. حالا الان اومدم بخوابم استاد تربیت بدنی ام تصمیم گرفته فردا امتحان بگیره اونم تماس تصویری تو تلگرام :/ فقط من یه نفر تو گروه اعتراض کردم که مجازی بودیم عملی چرا داری میگیری فقط تئوری بگیر البته نه با این لحن ولی حرفم رو زدم فقط یک نفر باهام موافق بود بقیه داشتن چونه میزدن که تماس تصویری نباشه فیلم بفرستیم تو پیوی اش. اخرشم معلوم نشد فردا امتحانه یا نه. من که هیچی بلد نیستم. باشگاهم که میرفتم در طول ترم چیزایی که اون درس میداد رو کار نمیکردم اصلا. بعدم اسماش رو هم به خاطر نمیسپردم که، خود حرکت رو یاد میگرفتم. الان مثلا بگه پشت بازو دمبل نمیدونم چیه. کی بخونم کی تمرین کنم ای خدا اون روزی که این ترم تموم بشه عروسی منه.