مکافات
دیشب یه دونه بطری آب معدنی رفتم خریدم واسه اینکه تو اتاق هستم تشنه ام میشه آب خنک داشته باشم. تو یخچال پشت خوراکیا قایمش کردم که کسی دست نزنه. چون اینجا هرچیزی رو بیرون کمدت بزار همگانی میشه همه فکر میکنن مال اتاقه در حالی که شاید یه چیزی شخصی باشه. الان از کلاس برگشتم در یخچال رو باز کردم میبینم نیست. ای خداااا. هم اتاقی یخچال رو مرتب کرده دیده یه بطری دیده درکنار بقیه بطری هایی که کهنه بودن انداخته دووووررر. من اون رو دیشب خریده بودم. چقدر تو این خوابگاه ضررهای مالی و جانی و اعصابی بخورم. این هم اتاقیام اینقدر باهاش دعوا کردم دیگه روم نمیشه دوباره دعوا کنم. به بطری تو یخچال چیکار داشتی آخه.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 9:43
توسط ف
|