نه
امتحانی که به خاطرش خونه نرفتم و مراسم مادربزرگم رو از دست دادم و تنهایی زیادی نصیبم شد؛ کنسل شد افتاد سه هفته دیگه. اگه میدونستم کنسل میشه که از دوشنبه هفته پیش تا الان رفته بودم خونه و اینقدر اذیت هم نمیشدم. دیگه حوصله حسرت خوردن واسه این یکی رو ندارم. بس که همیشه وضعیت شانسی من اوضاعش خراب بوده.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 10:14
توسط ف
|