گرفتاریا
هم اکنون، دعوا در خوابگاه. هم اتاقیم که صبحها اجازه نمیده هیچکس بخوابه همه رو هرطور شده بیدار میکنه، امروز از صبح که بیدار شده بود تا همین نیم ساعت پیش تو اکسپلور اینستا داشت میچرخید و آهنگ میزاشت و حرف میزد، من و اون یکی از صبح که خواب بودیم بعد بیدار شدیم الان تازه دو کلمه با هم شروع کردیم حرف زدن. از دانشجوهای پزشکی و اینا داشتیم میگفتیم، به محض اینکه شروع کردیم حرف زدن سرکار خانم جزوه رو باز کرد شروع کرد درس خوندن:/ یعنی تا قبل حرف زدن ما تو گوشی بود تا ما سکوت رو شکستیم جزوه رو باز کرد. یهو اون روی دیگه اش بالا اومد گفت ساکت شین دارم درس میخونم. بعد یهو پاشد گفت احترام متقابلم خوب چیزیه منم گفتم تو صبحا نمیزاری ما بخوابیم مگه ما چیزی گفتیم بهت که حرف از احترام متقابل میزنی. اصلا محل نزاشت در اتاق رو کوبید رفت بیرون. چه گرفتاری شدیما. تا وقتی خودش حرف میزنه ما هیچی نمیگیم و درس هم داریم و باهاش راه میایم. همیشه خدا تلفن دستشه با شوهرش حرف میزنه بازم چیزی نمیگیم یه روز تعطیل میخوایم حرف بزنیم تصمیم میگیره درس بخونه. مشکل روانی جدی داره.