آخر هفته ها واقعا ترسناکه. هر آخر هفته یه تعداد مهمون بچه دار میان خونه و واقعا حوصله آدمو سر میبرن. تا آخر هفته بعد طول میکشه اثرات روحی و روانی اش از بین بره و باز دوباره همون آش و همون کاسه. واقعا نمیدونم ایا حق دارم تو خونه پدر و مادرم بگم مهمون دوست ندارم و اصلا نمیخوام تنهایی و ارامشم خدشه دار بشه یا نه. نمیدونم حق با کیه ولی واقعا ادمایی که میان و میرن نه تنها جالب نیستن که من همیشه تو جمع شون تنهام و هیچ هم صحبتی بین شون واسه من نیست و حتی خوش هم نمیگذره. هرچند بار هم که اعتراض میکنم هیچکس جدی نمیگیره. یعنی حتی جوابم رو درست نمیدن و میپیچونن :))) نمیدونم چرا هیچکس تو این خونه حرفامو جدی نمیگیره. اشکال کارم کجاست خدا داند. فقط هربار مامانم اسم مهمونی و مهمون و میخوام فلانی رو دعوت کنم میاره چهارستون بدنم میلرزهههه.