امتحان رانندگی رو قبول شددددم. دست و جیغ و هورا. افسره اینقدر خوش اخلاق بود حس میکردم هیچکس کنارم نیست هرکار دلم میخواست میکردم. بهم گفت رانندگی ات خیلی خوبه، استرسم که نداری یه پارک دوبل انجام بدی قبولی. حالا هر ماشینی رو میگفت پارک کنم یا کج پارک شده بود، یا سرنشین داشت یا یهو صاحابش دزدگیر رو میزد میومد سوار بشه :))) مثل اینکه قسمت نبود و از خیر دوبل گذشت و یه دور یه فرمون و یه دنده عقب رفتم و بعد گفت پیاده شو :))))))) منم خوشحال گفتم قبول شدم؟؟؟😍😍 گفت نه هنوز تموم نشده پیاده شو. اگه خاموش نکردی قبولی. از شدت هیجان هرچی دنده رو میخواستم خلاص کنم نمیشد. آخرش ماشین خاموش شد و با خودم گفتم تموم شد دیگه. رد شدم.. گفت حالا پیاده شو. در رو با دست راست باز کردم گفت خب اگه با دست چپ باز کرده بودی ردت میکردم برای خاموش شدنم ارفاق میکنم. به به. بعد امتحان رفتم افق کوروش کنار آموزشگاه آبمیوه گرفتم به عنوان جایزه. الان اومدم خونه بازش کردم اسید خالصه. خیلی خیلی خیلی بد مزه است. اسنپی هم که صبح سوار شدم واقعا انسان زیبایی بود. کاش باز هم بعدا سوار ماشینش بشم. بعد اینکه امروز هرکی اومده بود امتحان بار اولش بود ولی یه دختری بود اونجا اینننقدر انرژی مثبت و بامزه بود که تو دلم گفتم کاش دوستم بود. یه جوری برخورد کرد باهام انگار سالهاست هم رو میشناسیم. هم قیافه اش بامزه بود هم رفتارش. کلا امروز انسان های زیبا زیاد دیدم. فراجنسیتی. مردم واقعا خوشگل شدن.