بد
از صبح اعصابم خیلی ضعیفه. سرم درد میکنه، حوصله هیچی رو ندارم. با اینکه دیشب بعد مدتها از فرط خستگی یه جوری خوابیدم که توپ بیدارم نکرد. صبح بیدار شدم تا ساعت رو نگاه کردم گفتم چه عجیب که این همه خوابیدم ولی یه بارم وسط خواب بیدار نشدم. ولی با این حال اعصابم بی دلیل خورده. بعد از ظهرم از اتاق رفتم بیرون یه دور گرد و خاک به پا کردم و به همه چی گیر الکی دادم و داد و بیداد کردم و برگشتم تو تخت. جدیدا به بو حساس شدم. بوی سیگار و بوی غذا و هر بویی که یه ذره تند باشه بخوره به مشامم سردرد میشم. باگ جدید باشه؟؟!؟!؟ حوصله ندارم، خسته ام، باید برگردم خوابگاه. توی خوابگاه تنها نیستم و خوش میگذره ولی تایم کلاسا و سلف و... کلا تنهام. الان یادش افتادم بیشتر قاطی کردم. همین پروسه بردن وسایلم از خونه به خوابگاه بهم استرس وارد میکنه. مثل یک اسباب کشی واقعی کلافه کننده است. کاش میشد با خانواده نرم چون دوست ندارم اذیت بشن.. انتخاب واحد نزدیکه و اصلا نمیخوام بهش فکر کنم. نمیخوام واحد زیاد بردارم ولی خیلی عقبم. ترم پیش باید دیفرانسیل و آز فیزیک دو رو برمیداشتم که برنداشتم و گفتم سنگینه و بدون همین دوتا بیست واحد ناقابل داشتم. این ترم باید این دوتا رو بردارم به انضمام ریاضی دو که برگه شو سفید دادم و افتادم. خب اینا به علاوه واحدهای جدید این ترم خیلی میشه. نمیخوام آخر ترم به غلط کردن بیوفتم. میدونم بهم فشار میاد و اهل مرور کردن در طول ترمم نیستم. در نهایت که واحد کم برمیدارم چون نمیخوام استرس الکی درست کنم واسه خودم ولی همچنان عقبم.. تو خونه یه جور سخته و دانشگاه و خوابگاه یه جور دیگه. پرودگارا کمک. چالش های دانشگاه راه دور رو کی میخواد حل کنه؟؟!!؟؟؟!