ترم پیش یه هم اتاقی داشتم بیست چهارساعت تو اتاق تلفن حرف میزد و بقیه که خواب بودن سر و صدا میکردن و هزارتا چیز دیگه بعد این ترم که اتاق ها عوض شدن من فکر کردم از اون فاجعه رهایی یافتم ولی زهی خیال باطل. این دختره که جمعه اومد نمونه باکلاس هم اتاقی قبلیمه. یعنی ظاهرش خیلی خوبه ولی یا داره با صدای خیلی بلند آهنگ گوش میده یا تو اتاق تلفن حرف میزنه. حالا امروز من خیلی خسته ام واقعا به زور زنده ام و از بیرون اومدم با صدای بلند آهنگ گوش میداد الانم داره تلفن حرف میزنه. زنگ خورشم بالاست اینو قطع کنه ده دقیقه دیگه یکی دیگه زنگ میزنه بهش.😫 بیرونم نمیره. هربار از بیرون میام تو تختش نشسته آهنگ گوش میده. سلف هم نمیره. فقط کلاس. اونم روزی یه دونه. رفتم از تو کمد جلوی چشمش هندزفری برداشتم شاید بفهمه سر و صداها رو متوقف کنه ولی نچ. تغییری نکرد. شاید سوال پیش بیاد چرا چیزی نمیگیم؟ چون اصلا حرف نمیزنه جز سلام عزیزم، خسته نباشی عزیزم، خداحافظ عزیزم تا حالا هیچی نگفته :))) همیشه هم لبخند به لب داره. خیلی زرنگه جدی. چجوری انتقاد کنیم؟ :)) حالا امروز واقعا خسته ام. خیلی خسته. یه چمدون لباس کثیف دارم باید بشورم دیشب میخواستم رسیدگی کنم نای نفس کشیدن نداشتم گفتم صبح که بیکارم بشورم، ساعت هم کوک کردم، بیدار هم شدم ولی نتونستم از تخت بیرون بیام همونجا بودم و بعد به زور رفتم کلاس. الانم که اومدم دوستمون از هیچ سر و صدایی دریغ نکرده. دلم میخواد میتونستم بهش بگم تنهام بزار‌.