فردا امتحان دیفرانسیل دارم ولی امروز هم اتاقی ام اینقدر سر و صدا کرد تا مرز گریه رسوند منو. صبح که ده بار گوشیش زنگ خورد با هر تلفن یک ساعت و نیم حرف زد. رفت سلف برگشت از ساعت سه شروع کرد تمیز کاری و خونه تکونی و همه چی رو پرت کردن اینور اونور و رفت بالای تختش هرچی کتاب و دفتر بود از بالا عین توپ انداخت پایین. منکه جمع کردم رفتم سالن مطالعه وقتی برگشتم باز با صدای بلند فیلم میدید بعد دوستش اومد بعد شروع کرد تلفن حرف زدن و.... بعد همه این کارا کتابش رو باز کرد درس بخونه منم فرصت رو غنیمت شمردم با صدای بلند فیلم دیفرانسیل گذاشتم نگاه کردم. عین ادمی که برق گرفتتش پرید بهم که هندزفری بزار گفتم گوشی ام تو شارژه نمیتونم هندزفری وصل کنم. امشب شب اخره و من دیگه اینجا نیستم و خیلی اماده دعوا و سر و صدام و اینکه بهش بگم یه ترمه همه از دستت فراری ان و متوسل سالن مطالعه ان و حالا که یکی مزاحمت شده کفری شدی پس بفهم بقیه چی میکشن. الان هم قطع کردم ده دقیقه خودم استراحت کنم باز فیلمم رو میزارم و خیلی خوشحالم که عصبانی اش کردم.