نه
صبح بلیط داشتم برای خونه و خواب موندم. شیش باید پا میشدم تشک و پتو رو جمع میکردم، خورده ریزهام رو میزاشتم تو کیف، میرفتم پایین فرم پر میکردم و هفت از دانشگاه خارج میشدم. هشت و چهل و چهار با زنگ گوشی هم اتاقی ام بیدار شدم. اینقدر اون لحظه تلخ بود که مغز استخونم سوخت. فلذا تا دوشنبه موندنی شدم و کلاس هام رو میرم. یعنی باز باید بلیط بگیرم؟ نه نه نه. امکان نداشته وقتی بابت چیزی استرس دارم خواب بمونم. قبل اینکه گوشیم حتی زنگ بخوره خودکار بیدار میشم چطوری گرفتم تخت خوابیدم واقعا.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 15:23
توسط ف
|