روزها
با روزه گرفتن اینقدر سردردهای شدید و سرگیجه های شدیدی به من چیره میشه که دارم فکر میکنم چجوری تا اخرش دووم بیارم. قبلا تا سحر بیدار بودم، انگار نه انگار ولی اصلا دیگه نمیتونم، باید دوازده شب سر به بالین بزارم و گرنه سحر حالم بده و بازم سردرد میشم. بابام روزه نمیگیره موقع افطار کل اتفاقات روز رو میخواد تعریف کنه منم که داغون فقط تحمل میکنم و صدبار با خودم تکرار میکنم تموم میشه، تموم میشه، تموم میشه. چیزی نگو. کاری نکن. ناراحتش نکن. تموم میشه.. بعد چون یکی دو هفته است دندونام آزرده شدن و اگه از این فرصت تو خونه بودن استفاده نکنم دیگه نمیتونم درستشون کنم تو این اوضاع دندون پزشکی هم میرم. حالا یه روز فقط واسه پر کردن باید برم اون هیچی چهارتا دندون عقل دارم که گفت باید حتما جراحی بشه و فقط هر ثانیه میگم تموم میشه این روزها. تموم میشه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 18:47
توسط ف
|