امروز صبح که پا شدم از لحظه ای که چشمام رو باز کردم شروع کردم به عطسه. پشت سر هم. شاید تو یه ساعت سی جهل تا عطسه کردم. ولی خب رفتم بیرون و کلاس و... قطع شد. برگشتم تو اتاق دوباره عطسه ها شروع شد. در بالکن که بازه عطسه ام میگیره. نزدیک در بالکن هم میرم عطسه ام میگیره. منتظرم آخر هفته بشه عمیقا اتاق رو بسابم. جاروبرقی میخوام بیارم کف اتاق رو حسابی جارو کنم، بعدش بالکن رو با کف فراوان بشورم. حالا فردا پسفردا تو اتاق مطرح میکنم. بالکن رو شستن ولی اصلا تمیز نشده. فقط آشغال هاش رو جمع کردن.. شاید هم نکردم چون حوصله رایزنی ندارم با سه نفر دیگه.. اینا هیچی بچه های اتاق فقط یکی شون سلام میده اون دوتای دیگه نه سلام میدن نه خداحافظی میکنن نه درست درمون رفتار میکنن. ادم از بیرون میاد دیگه سلام میده اینا اگه بهشون سلام ندن هیچی نمیگن. یکی شون کلا به جز دوستش به هیچکس نگاه نمیکنه. من صبح پا شدم یکی دیگه شون بیدار بود یادم نمیاد سلام داده باشه شاید هم داده خاطرم نیست بعد صبحانه خورد، لباس پوشید، همه کارهاش رو کرد سرش رو انداخت پایین رفت بیرون بدون خداحافظی. باهاشون خیلی حرف نمیزنم و نمیگیرم و کاری به هم نداریم ولی سلام علیک که دارم. این رفتارها چیه واقعا..