ساکت
یه جمله ای بود خوندم یه جا نوشته بود چرا از ادمای درونگرا میخوان که بیشتر حرف بزنن؟ بهتر نیست برونگراها تصمیم بگیرن کم تر حرف بزنن؟ دوست دارم این جمله رو بنویسم بچسبونم روی دیوار اتاق. هم اتاقی هام کلا ایراد خاصی ندارن حداقل تو این مدت کوتاه من چیزی ندیدم ولی اینکه کم حرف و ساکتم رو هر دقیقه و هربار که یه حرفی پیش میاد مطرحش میکنن. امروز یکی شون ناگهانی پرسید تو حتما خانواده ات خیلی ساکت و آرومن آره؟؟؟ صبح بحث ماه تولد بود من یه گوشه از خستگی افتاده بودم اصلا تو بحث نبودم ناگهان یکی گفت فلانی خیلییی ساکته. نمیفهمم ساکت بودن یکی چرا اینقدر مهم شده. همون جمله اول که کاش خب برونگراها سکوت اختیار کنن شاید اونها غیرعادی ان مگه هرچی که تعدادش بیشتره قراره عادی باشه.. امروز صد نفر تو اتاق بودن من مشق های کلاس فردام رو داشتم مینوشتم ولی اینکه یه گوشه سرم تو کار خودم بودم مثل اینکه خیلی جالب توجه بوده! الان یادم اومدم دوتا از دوستای هم اتاقیام دانشجوی پزشکی بودن اومده بودن اینجا تا حالا دانشجوی پزشکی از نزدیک ندیده بودم مواجهه جالبی بود. یکی از اتاقا اهنگ گذاشته بود یکی شون به دوستش گفت وای چقدر خوبه حالا اگه ما یکی اهنگ بزاره سرپرستی میگه قطع کنین اینترن ها خوابن :)))))) خیلی خنده دار بود من خیلی خندیدم بهش :)) اینترن ها خوابن :))))