حاشیه
پریروز میخواستم میخواستم برم بیرون دیدم توی جاکفشی یکی کفشش رو گذاشته رو کفشای من با اینکه جا کفشی خالی بوده. منتطر شدم هم اتاقی ام بیاد ازش پرسیدم کدوم کفشا مال اونه و میدونه این کفشا مال کیه و اینا که اگه طرف دوباره اینکار رو کرد منم کفشم رو بزارم رو کفشش. صاف رفته اینو به اون هم اتاقی ام گفته. باورم نمیشه یکی اینقدر خبرکش باشه. من اگه میخواستم خودم بهش میگفتم، بعد هم گفتم من نمیخوام چیزی بگم اگه دوباره اینکار رو تکرار کرد بدونم کار کیه منم عین خودش کفشم رو میزارم رو کفشش که بفهمه. الان دختره اومد ازم عذرخواهی کرد. با اینکه یه بار اینکار رو کلا انجام داده بود. منم گفتم نه بابا این چه حرفیه و فلان. وای چقدر هم اتاقی ام خاله زنک و خبرکشه. یه همچین چیزی رو باید بری بگی اخه. من فقط ازت سوال کردم.. الان از همین چیزی که انتظارش رو نداشتم چنان استرسی گرفتم و دستام شروع به لرزیدن کردن که حد نداره. فکر نمیکردم بهش بگه و اونم بیاد عذرخواهی کنه.