هم اتاقی ام دیشب ساعت یک تصمیم گرفت با دوستش انلاین کالاف بازی کنه. هندزفری گذاشته بود و شروع کرده بود به صحبت و.. منم صبح کلاس داشتم هی صبر کردم، گفتم اخه نمیشه که هرشب یه چیزی بگم، خودخوری کردم اخرش دیگه داد زدم بچه ها چرا بعد دوازده سر و صدا میکنین مگه دوازده ساعت خاموشی نیست. اولین نفر که خودش بود گفت منو میگییییی؟ گفتم یکیش تو. ساکت شدن تموم شد بعد کلی پهلو به پهلو شدن تونستم بخوابم. ولی امشب بعد مشورت های فراوان با دوستش که با ما زندگی میکنه به این نتیجه رسیدن سه نفر نباید به خاطر یه نفر ساعت خواب و زندگی شون رو تغییر بدن. البته کسی به کسی کار نداره چیزی که هست اینه که اگه کسی میخواد دورهمی بگیره یا با تلفن حرف بزنه نباید برای بقیه مزاحمت ایجاد کنه حالا میخواد یه نفر باشه یا ده نفر. ولی خب این منطق که ما بیشتریم رو دارن؛ منم دیگه جسارت اعتراض کردن و چیزی گفتن رو ندارم. چون سه نفر که بچه های اتاقن یکی هم از اتاق های دیگه است که باما زندگی میکنه لباس هاش هم رو بند رخت ما میندازه و کلا با ماعه. میتونن اذیت کنن و تیم بشن. کل خوابگاه که میخوابن و سکوت مطلق میشه اتاق ما تازه چای میزارن و یکی کالاف میزنه یکی تلفن حرف میزنه یکی تازه میخواد شام بخوره. نمیدونم من تو خونه ای بزرگ شدم که همیشه حقوق بقیه به خودم مقدم بوده. همیشه هرچیزی مربوط به دیگران از احساساتشون تا هزاران موضوع ریز و درشت دیگه مقدم به زندگی من بوده. نمیدونم کدوم درسته. قانون مداری مطلق یا رای اکثریت.