این چند روز متوجه شدم که طرز فکرم رو نسبت به خوابگاه کاملا باید تغییر بدم. من فکر میکردم یه محیط اجتماعیه که باید حواسم باشه با سه نفر دیگه دارم زندگی میکنم و خیلی چیزها رو بااااید رعایت کنم. ترم پیش مثلا میخواستم یه ویدیو درسی ببینم، هندزفری ام خراب شده بود و نداشتم به قدری صداش رو کم میکردم که خودم به زور میشنیدم چون نمیخواستم کسی اذیت بشه و یا اگه درس میخوندن مزاحمت ایجاد کنم. همونجا ولی زمان درس خوندنم با تلفن حرف میزدن و مهم نبود براشون. الان هم همینه. منِ مریض خوابم؛ ساعت هفت صبح رفقای پسرشون بهشون زنگ میزنن و خیلی راحت صحبت میکنن. کاری ندارن بقیه چیکار میکنن. فکرشون اینه که اینجا باید بتونن اونطور که دوست دارن زندگی کنن. انگار توی همون اتاق شخصی خونه شون زندگی میکنن فقط چند نفر دیگه هم هستن حالا. طرز فکر خوبیه. منم تصمیم گرفتم که دیگه به خودم سخت نگیرم. چرا با صدای پایین ویدیو درسی ببینم یا برم تو راه پله تلفن حرف بزنم یا صبح ها که میخوام صبحانه بخورم خودمو بکشم که صدایی خدایی نکرده ایجاد نشه که بقیه رو بدخواب کنه. منم مثل همه حق دارم اسایش داشته باشم. وقتی از هفت صبح گوشی هاشون زنگ میخوره و بعد هم اگه بیدار شدن با همدیگه بلند حرف میزنن خب من چرا مراعات میکنم. تا الان هم خیلی خودمو اذیت کردم. بیش تر از ظرفیتم.