دیشب قبل خواب جوری بهم حمله عصبی دست داد که فقط داشتم دعا میکردم اگه قراره بمیرم توی خوابگاه نمیرم. هیچ وقت اینجوری نشده بود اولش که دلشوره گرفتم بعد سردرد و بعد قلبم چنان دردی گرفت که داشتم کم کم اشهدم رو میخوندم. همه اینا توی نیم ساعت بود اما یه دور از زندگی جدا شدم و برگشتم. حتی سعی کردم حواسم رو به چیزهای خوب پرت کنم ولی انگار نه انگار. پنجره رو تا ته باز کردم، هرچیز اضافی رو از خودم دور کردم ولی فایده نداشت. بعد نیم ساعت خودش فروکش کرد اما درد قلبم به قوت خودش باقی بود. تا پنج صبح بیدار بودم و بعد اینکه پا شدم یه کم راه رفتم تونستم بخوابم. امروز ولی دردش کم شد و بعد از ظهر با سر و صدا از خواب پریدم و دوباره درد گرفت ترسیدم چیزی ام بشه پوشیدم برم بیمارستان وسط راه تا اسنپ بگیرم منصرف شدم که جز نوار قلب گرفتن میخوان چیکار کنن و بعد هم میگن از استرسه و ارامبخش میدن. نرفتم و رفتم میوه فروشی و برگشتم. ولی همون نیم ساعتی که رفتم بیرون واقعا حالم رو خوب کرد و درد قلبم ساکت شد. دنبال روانپزشکم گشتم، کلا اینجا چهار پنج تا روانپزشک بیشتره نداره چون شهر کوچیکه و هیچکدوم نوبت نداشتن. مثل سالمندا از صبح دیگه هرچی فکر منفی و استرس‌زا هست رو دور میکنم. چون ظرفیتش رو دیگه ندارم..