اذیت
یه ساعت پیش اومدم درباره هم اتاقی ام که خیلی حرف میزنه بنویسم و نوشتم حرفامو و اخرش پاک کردم چون به نظرم الکی بود حرفام ولی واقعا صداش اذیتم میکنه. مرتب به خودم میگم تموم میشه، تموم میشه، تموم میشه ولی واقعا صداشو میشنوم دچار کهیر میشم. خیلی حرف میزنه واقعا. از صبح کتابخونه است اما شب که برمیگرده انگار توی سکوت کتابخونه زیاد بهش سخت گذشته همینطور بی امان حرف میزنه. میخواد با هم اتاقی هام که با هم دوستن صمیمی بشه و بسیار در تلاشه که هر طور شده توی هر بحثی مشارکت کنه. نمیدونم چون کلا ازش خوشم نمیاد اینجوری ام یا واقعا توی حرف زدن زیاده روی میکنه.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی ۱۴۰۳ ساعت 22:0
توسط ف
|