از بوی پمادهایی که واسه سوختگی دستم میزنم خسته شدم. همه زندگیم به هم ریخته سرش. نمیدونم کی بزنم، کی بشورم، کی برم بیرون، کی چیکار کنم. کل وسایلم یه ردی از پماد دارن. باز خوب شد الان دیگه نمیسوزه ولی اینقدر وحشتناک هست که از زدن پماد نمیتونم صرف نظر کنم. تا قبل این ماجرا نمیدونستم که ادما چقدر به همه چیز دقت میکنن. من اصلا به دست کسی نگاه نمیکنم چه برسه که بفهمم سوخته. دست که هیچی تو چهره‌ هم دقیق نمیشم ولی از اون روز هرکی منو دیده اولین حرفش این بوده که دستت چی شده. مایه تعجبه واقعا.. چند روزیه که این سوختگی و چندتا مشکل جسمی دیگه کلافه ام کردن حسابی.