خواب زده
تاحالا هفت صبح دعوا نکرده بودم ولی امروز جدی با هم اتاقی ام دعوا شد. تا حالا نشده بود یکی به یکی دیگه توی خوابگاه تذکر بده و بعدش طرف دعوا راه بندازه. همه سکوت میکنن حالا رعایت میکنن یا نه. این هم اتاقی های من هشت صبح که کلاس دارن با صدای بلند با هم حرف میزنن. نمیدونم شاید چون من یه نفرم این کار رو میکنن یا عادت دارن. منم اگه از خواب بپرم دیگه خوابم نمیبره. امروز گفتم بچه ها صبح بیدار میشین حرف نزنین. انگار چی گفتممم. یکی شون همونی که از اول فهمیدم خیلی دعوایی و پرسروصداست شروع کرد عزیزم شما خودت صبح پامیشی خیلی سر و صدا میکنی ما هیچی نمیگیم فکر نکن نمیفهمیم و یه شب فلان کار رو کردی! (حالا مثلا اول مهر بوده قضیه) دیگه ما رو بیدار کردی. گفتم بیدار بودین که! گفت نه خواب بودیم!!! در حالی که همه شون بیدار بودن و داشتن حتی حرف میزدن. دیگه نمیدونم با یه صدای فوق بلند شروع کرد تند تند حرف زدن منم جوابشو دادم ولی واقعا کرک و پرم ریخت. اینقدر حرف زد که من برگام ریخت چجوری تازه از خواب پا شده اینقدر هوشیاره. اخرشم گفتم حالا که اینجوریه از این به بعد همه رعایت کنیم که میدونم کسی توجه نمیکنه. یه دونه کلا هشت صبح دارم بقیه روزها خوابم اونا منو بیدار میکنن. اون روزم خودمو میکشم صدا تولید نشه دیگه نمیتونم نفس نکشم ولی اینکه بالای سر ادم خوابیده اونم هفت صبح درباره استوری فلانی حرف بزنن نوبرشه و یه چیزی هم بدهکار شدم انگار. به جهنم. هرچی بودم همونم خواهم بود چون من سر وصدایی نمیکنم دیگه نمیتونم راه نرم که بیدار نشن. اینا هم همون ادمای داغونی که بودن میمونن.