نمره
دیروز بعد از امتحان داغ بودم تصور میکردم نتیجه اش خوب میشه امروز که اروم شدم و بهش فکر کردم انچنان هم امیدی به نمره ندارم. سوالاش کلی بود و من کل جزوه رو نوشتم ولی قطعا ریز و دقیق صحیح میکنه و انچنان امیدی ندارم. از روی تجربه میگم قطعا ریز تصحیح میکنه. یه سری تمرین ساده که از روی جزوه کپی کرده بودیم نمره هاش اینقدر عجیب بودن که الان میدونم نشسته به واو به واو نوشته ها هزارم درصدی نمره میده. امروزم اینقدر خسته بودم چون از اول هفته یه خواب راحت نداشتم و فقط دووم اوردم تا الان. حالا هم اتاقی ام داره تلفن حرف میزنه، چون تاریخ عروسی نمیدونم کدوم فامیلش افتاده وقتی که میتونه بره و امتحان نداره داره میگه وای خیلی خوشحالم و رو پاهاش بند نیست. حقیقتا هیچوقت از اینکه عروسی دعوت شدم و این چیزها خوشحال نمیشم. تنها چیزی که تو دنیا خوشحالم میکنه نمره خوب و مسائل درسیه. نمیدونم خوبه یا نه. ولی هیچ چیز هم مثل نمره بد و مشکلات درسی ناراحتم نمیکنه. الانم داره میگه لباس چی بپوشم و لباس رو چیکار کنم. این دختره از یک مهر که اومده درگیر این بود که تاریخ عروسی فامیل شون کی میوفته که بتونه بره. تو اتاق و پشت تلفن و صبح و شب درباره این قضیه حرف میزد حتی خوابشم میدید. نمیتونم درکش کنم. هیچوقت عروسی و مهمونی خوشحالم نکردن. الانم که وقت استراحتمه غصه امتحان دیروز رو گرفتم.