از دیروز که گلودردم شروع شد تا الان فقط هر لحظه بدن دردم داره بیشتر میشه بدون هیچ نشونه دیگه ای. نمیتونم حتی بشینم از شدت کوفتگی. دیشب بدون اینکه دارویی بخورم خوابیدم نمیدونم تب داشتم یا چی که چنان خواب وحشتناکی دیدم که باورم نمیشه ذهنم یه همچین چیزی رو تونسته سر هم کنه. درباره قتل و ادم کشی و این چیزها بود در حالی که هیچوقت دنبال این چیزا نبودم. از خواب پریدم و تو بهت چیزایی که دیدم نمیدونستم چیکار بکنم‌.. به زور دوباره خوابیدم و باز یه خواب بد دیگه دیدم.. از صبحم میخوابم بیدار میشم یه ابی نونی میخورم دوباره میخوابم. در خودم نمیبینم بلند بشم برم دکتر ولی ای کاش دانشجوی راه دور نبودم از صبح هزار بار این ذکر رو تکرار کردم. هم اتاقی ام هم از همین دیروز مریض شد. اون انگار حالش بهتره.