مشاوره
امشب هیئت دانشگاه مراسم داشت و رفتم، بعدش دوتا از بچه ها رو دیدم نمیدونم از کجا شروع کردن رسیدن به خاطرات خواستگاراشون. تا اینکه یکی شون گفت یه مدته میره مشاوره، چون خیلی وقته فکر اینکه برم از مشاور کمک بگیرم تو سرمه سریع نظرش رو پرسیدم و درباره هزینه اش گفتم. صادقانه گفتم مشاوره خیلی خوبه ولی واقعا هزینه اش زیاده که اونم تایید کرد و گفت می ارزه و هزینه هر جلسه اش رو گفت و وقتی اینا رو شنیدم تو دلم یه کم قانع شدم که خب پس من تنها نیستم که هزینه مشاوره رو زیاد میدونم و کار غیر منطقی ای نیست برم و شاید این نشونه است که انجامش بدم. اما الان که رفتم سرچ کردم عکس روانشناس ها رو که دیدم با تجربه های قبلی ام میدونم هیج کدومشون ادمایی نیستن که بخوام از تاریک ترین بخش های زندگی ام حرف بزنم. من هزار بار تلاش کردم از مشاور کمک بگیرم هربار رفتم داخل اتاق تا جو اونجا رو دیدم و شاید ادمی که تصور کردم از یک دنیای دیگه است و اگه حرف بزنم قضاوت میشم یا درکم نمیکنه نتونستم اون چیزی که واقعا میخوام رو بگم و خیلی سطحی حرف زدم و اومدم بیرون. یکی از دوستام یکی دوسالی بعد از کرونا تراپی خیلی جدی گرفت و به شدت تغییر کرد. یعنی یه ادم دیگه شده، خیلی منطقی تر، خیلی عاقل تر، خیلی احساسات درست تری داره، تفریحش، درسش، زندگی اش همه چی اش تغییر کرد. من هیچ روانشناسی نمیبینم تو این لیست های بلند بالا که بتونم صدتا نقابی که روم هست رو بردارم و صادقانه باهاش حرف بزنم. چقدر این کار سخته..