دوباره
دوباره مریض شدم. همین دو هفته پیش یه دور افتادم ولی دوباره بدن درد و گلو درد گرفتم و نمیتونم رو پام وایستم. این هفته که گذشت حالم خوب بود و سرحال بودم نمیدونم باز چرا مریض شدم. هم اتاقی ام اول هفته سخت حالش بد شد و شنبه اومد یکشنبه برگشت خونه نمیدونم از اون گرفتم یا چی. حالا اون که مریض بود سر ظهر که هوا گرم بود و خبری از موج سرما و بارندگی و...... نبود اتاق مثل کوره شده بود من یه ذره پنجره رو باز میکردم پا میشد میبست دوستاشم که ازش حساب میبرن وقتی هست جرئت ندارن به شوفاژ و در و پنجره دست بزنن. فقط من باهاش کش مکش دارم سر این قضیه. الان هوا طوری سرده که دیروز صبح بارون اومده هنوز آب بارونا خشک نشده این دختره پا میشه پنجره رو باز میکنه. خودشم سوییشرت تنشه از ترس اینکه مریض نشه پنجره رو باز میکنه. خب منم شنبه پس حق داشتم پنجره رو باز کنم و کسی نباید میبستش. این ترم از پررویی بچه های این اتاق واقعا کفرم داره درمیاد. تو هر قضیه ای طرف خودشون رو میگیرن. همچین وضعیتی تا حالا نداشتم.