امروز صبح پا شدم دیدم اصلا شرایط ارائه نیست همون جا پیام دادم به استاد گفتم شرایط جسمی ام مساعد نیست تاریخش رو جا به جا کنه که گویا حال استاد از منم بدتر بود جواب داد استراحت کن من خودم نمیتونم کلاس رو تشکیل بدم و کلا کنسل شد فردا. انگار یه بار سنگین از روی دوشم برداشتن و راحت شدم. از صبح دراز کشیدم فقط استراحت کردم. از ظهر از شدت سرفه اشکام سرازیر میشه ولی خداروشکر خداروشکر الان یه ساعته حالم یه کم بهتره. دلم میخواد یکی رو گیر بیارم تا میتونم از مکافات های این روزام غر بزنم ولی همه درگیر خودشونن. اینقدر دلم میخواد برم خونه که اندازه نداره ولی نه شرایطش هست نه وقتش. امیدوارم از اینجا به بعدم خدا درستش کنه..