روزها
از روزی که نت وصل شد رفتم تو حال و هوای تابستون دیگه از زندگی دانشجویی زده شدم. تا اخر فروردین خیلی فعال بودم نمیدونم اردیبهشت چی داشت که کلا زدم به اون در و از خرداد که کلاسام رو هم به زور دارم میرم. یه استاد کذا دارم قبل اینکه ترم شروع بشه کانال زد و شروع کرد تکلیف دادن کل این مدت از بهمن تا همین هفته پیش تموم شبانه روز و کل هفته کارای اینو داشتم انجام میدادم، اخلاقشم فوق العاده بده و با ادم بازی میکنه هم روانی هم درسی و... خلاصه وحشتناک سخت گذشت فکر کنم اشک همه رو یه بار حداقل دراورد این ترم. خیلی چیزای وحشتناکی رو گذروندم با این استاده. الانم باز تمرین داده من اینقدر رخوت و کرختی همه وجودمو گرفته اصلا انگار نه انگار. صبح تا شب تو اتاق هیچ کاری نمیکنم ولی دلمم نمیخواد لپ تاپ رو باز کنم کاراشو انجام بدم.. برنامه ریخته بودم تابستون با پیش ترم و.. درسم تموم بشه از شانس بدم تابستون امسال واحد کمتر میزارن برداریم هرسال با هزارتا تبصره میشد برداشت امسال هیچکدوم رو نزاشتن تو اطلاعیه.. اینقدر براش داغون شدم که حد نداره. به هرکی ام زنگ زدم جوابمو درست نداد. اخرین راهم ناله و زاری پیش مدیر گروهه ولی اونم ادم نیست اخه. زورم میاد واسه هشت واحد نه ترمه بشم. نمیخوام برم خوابگاه واسم خیلی سخته...