یه استاد کذایی این ترم اومده به قدری گرفتارم کرده که حد نداره. به شدت بی ادب، به شدت مودی، به شدت عصبانی، به شدت تیکه‌انداز، به شدت مریض، به شدت خودشیفته، هرچی اختلال روانی هست مطمئنم داره. باهاش طراحی سایت داریم بعد هر لحظه از روز ممکنه بیاد پیام بزاره تو گروه بگه فلان ساعت کلاس، فلان ساعت ارائه سایت، فلان ساعت امتحان. میانترم شفاهی گرفت با وبکم و هزارتا فلسفه و قاعده قرار بود ساعت دوازده ظهر باشه ساعت ده صبح اومد نوشت بیاید تو کلاس میخوام امتحان بگیرم و بعد تا هفت شب ما رو علاف کرد. دیشب ساعت ده گفت امروز ساعت دوازده ارائه سایته. من از ساعت دوازده نشستم جلوی لپ تاپ یکی یکی سایت هاشون رو به اشتراک گذاشتن تو کلاس تا همین الان. ساعت پنج و نیم تازه ناهار خوردم.. اونایی که دوسشون داره رو خودش ایرادات رو ردیف میکرد و حرف میزد اونایی که حال نمیکنه باهاشون رو روزه سکوت میگرفت میگفت بچه ها ایرادات سایت رو بگن. بچه هام یه مشت عقده ای به یه چیزایی گیر میدادن که ادم نمیدونست چی بگه در جواب.. برا من رو استاد اینقدر ساااااکت بود یک کلمه حرف نزد بچه هام ساکت بودن اخرش بعد سه دقیقه سکوت مطلق خودم گفتم استاد نظرتون چیه گفت کلا سایتت رو عوض کن. فقط نفسم رو حبس کردم که هیچی نگفتم و گفتم باشه چشم. سایتم هیچ ایراد ظاهری ای نداره نمیدونم واقعا چشه. انتظار داشتم به پایگاه داده اش گیر بده درباره اون هیچی نگفت درحالی که پر ایراد بود بعد به ظاهر سایتم گیر داد. اخرشم دیدم خیلی ساکته دیگه خارج شدم و بعد گفت هنوز ایراد داشت داشتیم میگفتیم! واقعا کلاساش تمرین صبر و ناراحت نشدن و جواب ندادنه. من هیچ مشکلی با سخت گیری اش ندارم مشکلم اینه که نمیخواد درست رفتار کنه. فکر میکنه چون قدرت دستشه اجازه داره هر رفتاری داشته باشه. حالش خوب باشه خوب برخورد میکنه حالش بد باشه طرف رو با خاک یکسان میکنه اصلا بعضی جاها محض سرگرمی یکی رو مسخره میکنه یا تیکه میندازه. فقط محض سرگرمی. هیچ منطقی نداره هیچ روند خاصی نداره کاراش. ترم تموم شد من هموز نفهمیدم چیکار کنم که از گزند زبون تیزش در امان بمونم.