آز
امروز دیگه رسما این ترم کذایی تموم شد. حس قهرمانی دارم انگار از دل اتیش اومدم بیرون. صبح بعد امتحان همونجا که نشسته بودم و نزدیک بود گریه کنم بابت تموم شدنش، یکی از بچه ها اومد تو گروه یکی از درسای ازمایشگاه نوشت استاد چرا تکلیف ما رو روشن نمیکنین چرا به ما پروژه نمیدین انجام بدیم؟ (استاده تو این شیش ماه یه جلسه درس داد و تا سی و یکم باید نمره ها رو بزاره و مسئول درس ندادنش ما نیستیم!!!!) وای یعنی سوختم همونجا. استاد هم بعد چند خط توضیح، نوشت فیلم جلسات اماده است میزارم(منظورش این بود منکه میخواستم سر تهش رو هم بیارم ولی حالا که خیلی دوست داری فیلم جلسات رو میزارم تا پروژه انجام بدی🤦🏻♀️) یعنی باز باید بشینم ویدیو ببینم کد بزنم و ترمی که تموم شده بود به خاطر پیام یک نفر هنوز ادامه داره. همین دختره که این کار رو کرد ترم پیش باهاش یه ازمایشگاه دیگه داشتم هر هفته شب قبل کلاس پیام میداد گزارشکارت رو بفرست.😐 یه بارم نه دوبارم نه هرهفته اینکار رو میکرد و انگار وظیفه ام بود :/ منم برای کارم زحمت کشیده بودم از هر سه بار یه بار میفرستادم که رونویسی نکنه. ظاهرش خیلی عاقل و بالغه ولی این پیامی که گذاشت برای بار صدهزارم بهم درس داد گول ظاهر ادما رو نخورم بعضیا واقعا خوب بلدن موجه باشن.