چقدر خوشحالم دانشگاه حضوری شد تا هفته پیش دعا میکردم مجازی باشه الان دعا میکنم برای یک روز هم مجازی نشه برم خوابگاه تا بهمن برنگردم خونه. اتاقم ترکیده میخوام همینجوری ول کنم برم فقط. اگه شرایط ازدواج داشتم یک ثانیه تو این خونه نمیموندم میرفتم غرب ایران ازدواج میکردم که سالی یه بارم بابام رو نبینم. همه رو جز مامانم بلاک میکردم میرفتم پشت سرم رو نگاه نمیکردم. کاش شرایط ازدواج داشتم. منی که هر ترم گریون و لرزون میرفتم خوابگاه الان میگم کاش زودتر دانشگاه باز میشد تو خونه نبودم خوابگاه بودم. ممنون از هرکسی که ایده خوابگاه دانشجویی و دانشگاه راه دور رو داد. زندگی تو بهشت کنار بابام جهنمه ای فریادرس کسی که فریادرسی ندارد.....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 18:47
توسط ف
|