شب دارکی شد مهندس. اینقدر چاووشی گوش دادم اخرش شدید گریه ام گرفت. دو سه ساعتی گریه کردم دیگه نای گریه کردن ندارم میتونستم هنوز ادامه بدم و این هزارمین گریه امروزم بود. این روزا واقعا حالم بده.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 1:37
توسط ف
|