بعد اینکه هوس ماکارونی کردم و نشستم یکساعت ریلز غذا دیدم از گشنگی یه نون شیرمال برداشتم روش پنیر مالیدم نشسته بودم لبه تخت تو تاریکی میخوردمش نمیدونم چی میخواستم از داخل چمدونم درش رو باز کردم بردارم یه سوسک اندازه قدم از داخلش اومد بیرون وای ایست قلبی کردم خیلی از سوسک میترسم حالم واقعا بده همه هم خواب بودن نمیدونستم چیکار کنم رفتم بیدارشون کردم یعنی حالم واقعا بده چیزی ترسناک تر از سوسک تو دنیا وجود نداره وای چقدر حالم بده. اگه خواب نبودن جیغ میزدم. همه وسایل چمدونم رو برام ریختن بیرون که پیداش کنن اشغال رو. لباسام همه رو تخت ریخته نصف وسایلم رو میزه خدا لعنتش کنه کاش منقرض شه نسلش. این چی بود میترسم به چمدونم دست بزنم یکی دیگه دربیاد تو این اتاق امنیت ندارم😭😭😭😭😭😭
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ساعت 0:10
توسط ف
|