صبح
امروز اولین بار صبحانه سلف رو رفتم گرفتم چون کره عسل بود عسلش رو برای سرماخوردگی ام لازم داشتم اینقدر اینقدر بهم خوش گذشت پشیمونم چرا این چهارسال صبحانه ها رو نگرفتم. هفت صبح رفتم سلف هوا عاااالی، همه جا ساااکت تو خود سلفم بیست نفرم نبودیم صبحانه ام رو در نهایت ارامش خوردم دوتا چایی ام ریختم زنده شدم قشنگ بعد رفتم سرکلاس. طوری که کلاس هشت صبح برام شروع روز نبود اون سلفی که رفتم شروع بود انگار و سرحال شدم. اگه تو اتاق صبحانه میخوردم اینقدر بهم نمیچسبید نمیدونم چرا.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ ساعت 11:51
توسط ف
|