بابت از دست دادن جشن فارغ التحصیلی خودم رو با این حرف که همراهی نداشتم اگه میخواستم برم تنها بودم قانع کردم. چون دوستام ازدواج کردن قطع به یقین با شوهراشون میومدن بهتر که نیستم اصلا. تنها میخواستم چیکار کنم. مامانم رو میخواستم بگم بیاد اذیت میشد غیر اونم کسی نبود. بهتر اصلا. ناراحت نیستم دیگه. (از الان میدونم روز جشن سیزده ساعت زیر پتو گریه میکنم)