خواب
دیشب تا یه شامی خوردم و تلاش کردم که بخوابم ساعت دو شد، کلا از همون بچگی خیلی سخت خوابم میبرد ولی دیگه جدیدا کلافه شدم سرش، حوصله ندارم یک ساعت به یه نقطه خیره بشم تا خوابم ببره حالا الان مریض هم هستم، پنجره رو میبندم شوفاژ رو باز میکنم پنج دقیقه بعد انگار دارم اتیش میگیرم بلنر میشم پنجره رو باز میکنم و شوفاژ رو میبندم و تو این چرخه نمیتونم بخوابم. حالا اینجا هیچی دیشب دو خوابیدم ساعت یک ظهر ییدار شدم :/ اخرین بار که اینجوری خوابیده بودم شاید دبیرستان بودم. اونم بدون الارم و اگه دیرتر بیدار میشدم به سلف نمیرسیدم بدون ناهار و غذا واقعا میخواستم چیکار کنم. اینقدر منگ بودم هم اتاقی ام ده بار اومده و رفته بیرون، هزارتا کار کرده ذره ای تکون نخوردم.. با اینکه سرماخوردگی ام خیلی بهتره ولی خیلی گیجم. کلاس ساعت چهارم رو نمیخوام برم، شاید توانش رو داشته باشم ولی حوصله ندارم. یه کم عذاب وجدان دارم بابتش ولی مهم نیست.