هفته پیش سر یکی از کلاسا باید یه کدی میزدیم که من و هم گروهی ام و یه گروه دیگه کارمون موند. قبل این جریان تعطیلی ها استاد تا امروز صبح گفت نهایتا بیارین دفترم توضیح بدین. دیروز که تعطیل شد من به هم گروهی ام گفتم پیام بده به استاد ببینه تکلیف ما چیه. اونم گفته بود کد رو بفرستین. خب هیچ ایرادی نداشت. چون من جمعه ظهر کد رو نشستم نوشتم و کامل و اماده فرستادم واسه هم گروهی ام. شب جمعه که تعطیل شدیم و استاد اینجوری گفت بهش گفتم بفرست واسش؛ فقط کده تو شبیه ساز درست اجرا نمیشه و گرنه هیچ مشکلی نداره. اینم ژست من خیلی متخصصم گرفت گفت چک میکنم. گفتم باشه. هنوز که هنوزه از شب جمعه کد رو نفرستاده. من خیلی اشتباه کردم که باهاش صمیمی شدم روم نمیشد بهش چیزی بگم. و اشتباه خیلی بزرگترم این بود که روی دیوار رنگی و خیس اون تکیه کردم. خودم باید همون روز جمعه میفرستادم واسه استاد به کسی هم کاری نداشتم. الان دیگه بهش پیام دادم بفرسته و نمیخواد اصلاح کنه و بهش توضیح دادم تا امروز صبح مهلت داشتیم. دوست دارم بهش بگم ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان. جالبه به شدت از اینکه یه نفر ایرادشو بهش بگه ناراحت میشه و واکنش نشون میده. خب تو بدقولی، صبح تا شب تو تفریح و گردشی، نمره برات مهم نیست، درس برات مهم نیست، ناامیدی، انگیزه نداری چرا قبول نمیکنی این مسائل رو. اصلا نمیدونم چرا منتظرم اون بفرسته. خودم چرا نمیفرستم و به استاد نمیگم از روز جمعه خانم فلانی قراره بوده براتون ارسال کنن نمیدونم چرا نفرستادن!