خلاف
بعد یه هفته فوق سخت تعطیلات آخر هفته شده نصف بیشتر خوابگاه که جمع کردن رفتن خونه. یه تعداد قلیلی موندیم تو خوابگاه. یعنی فک کنم تو کل ساختمون سی نفر هم نمیشیم. بعد الان تو طبقه ای که هستیم بوی سنگین استعمال دخانیات میاد. بوی سیگار هم نیست. بوی یه چیز دیگه میاد که هرچی هست بوش خیلی خوووبه. حس میکنم دودش خورده بهم از حالت طبیعی خارج شدم چون الان دوساعته دارم به ترک دیوارم میخندم. واقعا حس میکنم حالم خوش نیست. همون بهتر دانشجو هر روز هشت صبح کلاس داشته باشه یازده شب لالا شه. تعطیلات که میشه توی خوابگاه آدم به راه خلاف کشیده میشه. معلوم نیست دارن چیکار میکنن واقعا. هرچی هست حس میکنم منو گرفته. شاید واقعی شاید هم توهم زدم.